X
تبلیغات
سوتی نامه - بزرگترین خایمال جهان

سوتی نامه

سوتی نامه بزرگترین وبلاگ سوتی ایرانیان

بزرگترین خایمال جهان

مقدمه:

نیما یکی از خایه مال ترین افرادی است که در جهان زندگی می کند. او به آسانی از همه چیز بالا می رود و تا به حال چند دفعه با مخ بر زمین فرود آمده است ولی این عوامل باعث نشده که او دست از کارهای خود بردارد. او اکثر اوقات خود را به خایه مالی سپری می کند و هر وقت او را مشاهده می کنیم در حال خایه مالیست به طوری که اکثر اوقات دست او تاول میزند.

کارشناسان داخلی و خارجی معتقدند که از نظر خایه مالی کسی به پای او نخواهد رسید. در آخرین نظرسنجی که ماه گذشته در سایت معتبر سوتی نامه به عمل آمد نیما در رتبه ی اول جهان قرار گرفت و نزدیکترین رقیب او یعنی محمود رجائی با اختلاف فاحشی نسبت به وی دوم شد. و به نظر نمی رسد کسی در آینده نیز بتواند به این زودی ها رکورد او را بشکند. خایه مالی های او غیرقابل وصف است و در چندین کتاب نیز نمی گنجد. 

 

مهد بزرگترین خایمالان جهان:

نیما (خایه مال) حیدری فر در سال 1364 در شهر خایه مال پرور یزد دیده به جهان گشود. هنگام ورود به این شهر با این جمله که روی یک تابلوی بسیار بزرگ نوشته شده مواجه می شویم: به شهر خایمال پرور یزد خوش آمدید. مردمان آن شهر دستمال هایی بسیار محکم دارند که به دستمال یزدی مشهور است. نیما در جایی به دنیا آمده بود که مهد خایمالان بزرگ جهان به شمار می رفت. از چنین بچه ای با چنین ذوق و استعدادی و با وجود این شرایط بعید به نظر می رسید که او به خایمال زبده ای تبدیل نشود. دستمال او همیشه همراه او می باشد. او این دستمال را از جد بزرگوار خایه مال خود گرفته است. پدربزرگ او این دستمال عتیقه را به او داده است و این چنین وصیت کرده است: پسرم در حفظ و نگهداری از این دستمال کوشا باش. این یادگار خانوادگی ما و نشان خایه مالی تو می باشد. من تو را قسم می دهم که در نگهداری آن دقت بسیار نمایی . و او تا کنون توانسته که وصیت جد خود (بزرگ خاندان خایه مالی نصب) را به خوبی انجام دهد. با این وجود نیما گوی سبقت را از دیگر همشهریان خایه مال خود ربود و مراحل رشد خایه مالی را به سرعت طی کرد تا جایی که یکی از خایه مالان طراز اول یزد گردید. بعد از آن بود که فهمید استعداد او در یزد بروز نمی کند به همین خاطر در سن 12 سالگی شهر و دیار آبا و اجدادی خود را ترک کرد و با خانواده عازم تهران شد.

 

از خایمال نمونه استان یزد تا برترین خایه مال جهان:

او پس از ورود به تهران موقعیت را هرچه مناسب تر برای خایه مالی میدید زیرا نه دیگر از همشهریان خایه مال او خبری بود و هم سوژه های زیادتری را در اختیار داشت. بی شک او می توانست این مراحل را به سرعت طی نماید و به خایه مالی بزرگ تبدیل شود. وی بیشترین سوژه را در مدرسه می دید. و شروع مدرسه ها وی را خوشحال و مسرور می نمود. با ورود نیما به دبیرستان او رقیبانی را در کنار خود احساس می کرد که وی با لیاقت هرچه تمامتر آنها را یکی پس از دیگری کنار زد.  او آنقدر از معلمها بالا می رفت که دیگر تمامی معلمهای مدرسه با او رفت و آمد خانوادگی داشتند و زنگ تفریحی نبود که او دم در دفتر معلمان منتظر نباشد. یکی از این معلمان م.ش بود که نیما را به خاطر تن و بدنی که داشت از ته دل دوست می داشت دوستی او و نیما از رفتن به کوه آغاز شد. او مدام قربون صدقه ی نیما می رفت از جمله وقتی که در کوه به او گفت حیف این لبهای ظریفت نیست که به قلیون می زنی و در جای دیگر گفت قربون خودش و همچنین گفت قربون کمرش و اگر کسی به نیما بد نگاه می کرد او با یک حرکت آن دانش آموز نگون بخت را شهریوری می کرد. و اگر کسی پشت سر نیما به او حرفی میزد او به طور غیر منتظره ای به نیما خبر میداد. تا آنجا که نیما این شعر را در وصفش سرود: (مرا مادرم خایمال تو کرد     زمانه مرا دستمال تو کرد). نیما در راه کسب هدفش که کسب نمره بود به دوست و دشمن رحم نمی کرد و زیراب همه را میزد و دوستان او یکی پس از دیگری از دور خارج می شدند.

او حتی در از راه بدر کردن معلمهای مومن مدرسه تبحری بی نظیر داشت تا جایی که یک روز معلم قرآن آقای ر به بچه ها گفت: بچه ها شلوغ نکنید بگذاری نیما جون حرفشو بزنه. ولی بعضی معلمها به او پا نمیداند و او با یک حرکت و با یک تماس با مدیر مدرسه آن معلم بدبخت زحمتکش را از کل آموزش و پرورش اخراج مینمود. کسب خایمال برتر مدرسه در سال 80 راه را برای کسب خایه مال برتر جهان در سال 2000 برای وی هموار نمود.     

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 23:9  توسط امید  |